حسین زندباف امسال با تهیهكنندگی فیلم «زبان مادری» به كارگردانی قربان محمدپور در جشنواره فجر حضور دارد. اما امسال برای زندباف اتفاق دیگری هم رخ داده و آن تقدیر از سه دهه فعالیت وی در سینمای ایران است. زندباف از مدرسه عالی سینما و تلویزیون پیوندش را با سینما آغاز كرده و با دستیاری كارگردان در فیلم «عزیز قرقی» پا به سینمای حرفهای گذاشته است.
حسین زندباف كارنامه پر و پیمانی دارد و تاكنون در تولید بش از 80 فیلم همكاری داشته، «شبهای روشن»، «مومیایی 3» و «بوی پیرهن یوسف» تعدادی از شاخص ترین آثار این تهیه كننده و تدوینگر است.
بعد از سه دهه فعالیت در سینما در این دوره از جشنواره فجر از شما تقدیر میشود، نظرتان در این مورد چیست؟
حسین زندباف: طبیعتا خوشحالم و لذت میبرم. حس میكنم زحماتی كه كشیدهام به ثمر نشسته و جواب داده. تاثیر مثبت این تقدیرها روی جوانان بیشتر است، كسانی كه میخواهند در این زمینهها كار كنند متوجه میشوند اگر زحمتی بكشند،این زحمات بی پاسخ نمیماند و روزی پاسخ زحماتشان داده میشود. اثر این اتفاق روی كسانی كه وارد حوزه كاری ما میشوند بیشتر است و همین باعث شادی و نشاط من است.
چطور وارد سینما شدید؟
دهه 40 مدرسه عالی سینما و تلویزون برای استخدام امتحانی برگزار كرد، اتفاقا امتحان ما مثل كنكور بود، در این امتحان قبول شدم و بعد از ورود به مدرسه فهمیدم سینما و تلوزیون به چه صورت است. یادم هست كه دوره اول پذیرش این مدرسه بود.
به این وسیله بود كه جذب سینما شدم. من دانشگاه تهران میرفتم و دوست داشتم رشته فنی دانشگاه تهران قبول شوم.اما دانشكده علوم قبول شدم و به نظرم دست تقدیر بود كه مرا به سینما آورد.
تا قبل از وروردم به مدرسه سینما و تلویزیون سینما را مانند مخاطبان عادی كه پرده نقره ای را دوست دارند دوست داشتم. در واقع ورود من به سینما بر اساس تصادف صورت گرفت و اگر من آگهی استخدام آن مدرسه را در روزنامه نمیدیدم شاید الان جای دیگری مشغول فعالیت دیگری بودم.
چه كسانی بر شما تاثیر گذاشتند و باعث پیشرفتتان در سینما شدند؟
خیلی از بزرگان سینما روی من تاثیر گذاشتند. مثلا همكاری با مرحوم نادر ابراهیمی برای من یك كلاس درس بود. به نظرم او تنها آدمی بود كه در زمان خودش در تهیه و تولید فیلم آنقدر مقررات داشت و این مقررات را رعایت میكرد كه بسیار بسیار دلچسب و اصولی بود.
به نظرم اگر در فیلمهایی كه بعد از انقلاب تهیه كردهام نكته مثبتی وجود دارد و و در روند تولید آنها اتفاق سویی نیفتاده است،همه اینها تحت تاثیر آییننامههایی است كه مرحوم ابراهیمی تهیه و تدوین كرده بود.
بعدها و در عرصه تدوین هم من تحت تاثیر بزرگانی بودم كه الان در قید حیات نیستند. مثل آقای ایرج امامی، مهدی رجائیان، ایرج گلافشان، موسی افشار و مهرزاد مینویی كه ارادت خاصی نسبت به ایشان دارم. به نظرم آقای مینویی خیلی صادق و پاك بود.
سینماگران مطرحی مانند مرحوم مهرداد فخیمی و خیلی از بزرگان این رشته تاثیر زیادی روی من گذاشتند، آقای طاهری و منوچهر صادقپور كه اولین فیلمم در سینما را در كنار این بزرگان كار كردم.
انسان از اطرافیان تاثیر میگیرد و من سعی كردم از آدمهای اطرافم یاد بگیرم. محیط كار و كار برایم مقدس است و تلاش كردم از حاشیهها پرهیز كنم و الحمدالله تا كنون اتفاق سویی برایم نیفتاده است.
در این سه دهه فعالیت از سینما چه چیزی یاد گرفتید؟
من رابطه تنگاتنگی با سینما داشتهام، فیلم تدوین میكنم، تهیه كنندگی هم تجربه كرده ام، با سینماگران مطرح و شاخص همراه و همصحبت بودهام، از حضور آنها بسیار آموختهام، بالاخره سینماست و مسائل فرهنگی در آن جاری است، شما مجبورید كه با ادبیات و در مجموع همه هنرها ارتباط داشته باشید و به نظر من همین موضوع ذهن یك فعال در این حوزه را پرورش میدهد.
بهترین خاطرتان از جشنواره فجر چیست؟
این كه نامزد شدم و به من جایزه ندادند! در دوره سیزدهم جشنواره فجر من برای فیلم «حمله به اچ 3» نامزد دریافت سیمرغ بلورین در بخش تدوین بودم. از آقای ابراهیم حاتمیكیا كه در آن دوره داور بود پرسیدم كه برنده شدهام یا نه و بعد گفتم كه روی سن نمیتوانم بروم و زمین میخورم!!
آقای حاتمی كیا گفت نه، جایزه نگرفتهای، یادم هست كه آخر سالن تالار وحدت نشسته بودم و موقعی كه من را به عنوان برنده سیمرغ اعلام كردند چنان جیغ زدم كه توجه همه سالن به من جلب شد! وقتی برای دریافت جایزه روی سن رفتم جایی را از خوشحالی نمیدیدم.این یكی از بهترین خاطرات من از جشنواره فیلم فجر است كه در ذهنم نقش بسته.
به نظر شما بهترین كارتان تا به حال كدام اثر بوده است؟
تمام كارهای من مانند فرزندانم هستند و نمیتوانم از بین آنها انتخاب كنم. به نظرم بهترین كارم همه كارهایم است، برای همه شان زحمت كشیدهام و وقت گذاشتهام، نمیتوانم بین آنها كاری را انتخاب كنم.