حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی آستین بالا زده است، تا نخستین دوره جشنواره فرهنگی ، هنری چشم انداز توسعه 1404 را برگزار كند. این همت عالی كه یك نهاد فرهنگی ، هنری به مسائل جاری جامعه به صورت جدی می پردازد،جای قدردانی دارد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، بر خلاف برداشتی كه ما از هنر داریم و آن را در خدمت اهداف عالی جامعه می دانیم ، متأسفانه در ورطه عمل چندان به این دیدگاه پایبند نیستیم. بسیاری از هنرمندان و اغلب نهادهای دولتی و خصوصی متولی هنر این مرز و بوم دامن از جامعه بر كشیده اند و مشغول احوال خود هستند كه این مسئله، هم برای خود هنرمند و مجامع فرهنگی آفت است و هم برای جامعه زیانبار است. چه آنكه اگر هنرمند منفك از جامعه شود هویت اصلی خود را از یاد برده و در هزار توی تخیل خود اسیر می شود و جامعه نیز از مواهب پیشتاری هنرمند بی بهره می ماند .
در این مجال غرض، پرداختن به نسبت میان هنرمند و جامعه نیست. آنچه نگارنده را به نگارش این سطور وا داشت همین اقدام جالب حوزه هنری در پرداختن به سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران است.
سند چشم انداز مسیر، ابزار و راهكارهای مناسب برای پیشرفت علمی، صنعتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی كشور را تا سال 1404 ترسیم می كند.
در راستای این مهم باید ابتدا به بررسی و تبیین مفاد سند پرداخته شود تا آگاهی عمومی نسبت به آن حاصل آید و سپس راهكارهای نیل به آن چشم انداز بررسی شود. این موضوع هم در ابعاد عمومی و كلی باید محقق شود و هم در این جشنواره مورد مداقه قرار گیرد. در مرحله بعد هم ابزار و راهكارهایی بررسی شوند كه از جنبه های فرهنگی و هنری امكان پیشبرد اهداف این سند را دارا هستند.
در بخشی از سند چشم انداز می خوانیم كه در سال 1404 جامعه ایرانی چنین و یژگی هایی خواهد داشت:
«فعال، مسئولیت پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت مند، برخوردار از وجدان كاری، انضباط، روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شكوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن»
اهداف بالا همگی از وجوهی ست كه صرفا به وسیله فرهنگ سازی با روش های هنرمندانه صورت می گیرد. سیستم بانكداری یا نظام تأمین اجتماعی یا واحدهای تولیدی و صنعتی بر تحصیل اهداف یادشده بی تأثیر نیستند. اما اثر عوامل اقتصادی و سیاسی وقتی به هدف نزدیك می شود كه از فیلتر فرهنگ عبور كند و با هنر به عینیت برسد.
پیش از ورود جهان به عصر ارتباطات، ادبیات مهمترین عنصر تبادل فرهنگ بود. ادیبان آرای فیلسوفانه را به طعم شعر، داستان یا نمایشنامه مزه دار می كردند و به كام عوام الناس می ریختند و از این طریق به پیشبرد فهم و فرهنگ عمومی جامعه كمك می كردند.
مكاتب بسیاری سراغ داریم كه ابتدا از سوی فلاسفه طرح شد، وقتی سیاستمداران اندیشه ها را مدل مناسبی برای اداره جامعه یافتند، آن را به یاری ادیبان و هنرمندان و خطیبان بسط دادند.
سند چشم انداز بیست ساله نیز صرفا با مجموعه های تولیدی، صنعتی و اقتصادی سرو كار ندارد. چنان كه آورده شد، در این سند به یكایك ایرانیان اشاره شده است. چه عنصری جز هنر می تواند در شریان های جامعه جریان یابد و آن را به جوش و خروش وا دارد؟! روحیه ایثارگری را جز با بیان هنر آیا طور دیگری هم می توان نهادینه كرد؟!
رهبر معظم انقلاب در ابلاغیه این سند به سران وقت قوا هوشمندانه به مباحث فرهنگی پرداخته اند:
«سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضائل اخلاقی و اهتمام به امر به معروف و نهی از منكر»
به تعبیر حضرت آیت الله خامنه ای «اهتمام به امر به معروف و نهی از منكر» هم باعث «سالم سازی فضای فرهنگی » می شود و هم باعث «رشد آگاهی ها و فضائل اخلاقی» در جامعه است. سالم سازی فضای فرهنگی از اهم مسائلی ست كه در این سند آورده شده است، ضرورت این امر را به وضوح در اوضاع فرهنگی جامعه می بینیم. رشد قارچ گونه افرادی كه «متعهد به نظام اسلامی و شكوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن خود» نیستند، باعث شده است بوی نامطبوعی از این فضا به مشام برسد و اكنون اصلاح این وضع جز از دست نهادهای متولی فرهنگ و هنر از كس دیگری بر نمی آید.
فراموش نكنیم حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی پس از انقلاب با رویكرد دینی، انقلابی در هنر شروع به فعالیت كرد و از اهداف غایی آن بسط نگرش دین مدارانه در تولیدات هنری ست و مع الوصف پس از سی سال فرصت خوبی برای شناسایی دستاوردها و توانمندی هایش یه دست آورده است . جشنواره 1404 می تواند نقطه عطفی برای حركت قوی تر و مفید تر حوزه هنری برای رسیدن به اهداف آرمانی اش یاشد .
تاكنون شاهد تلاش هنرمندان برای نولید آثاری در چهارچوب سند چشم انداز نیوده ایم . اما این جشنواره می تواند موتور محركی باشد برای فعالیت گسترده هنرمندان در جهت اعنلای ایران اسلامی.
سینما، ادبیات و معماری از هنرهای تأثیر گذار بر حركت های اجتماعی هستند كه در این جشنواره نیز به آن ها پرداخته شده است. معماری شهری در ایران با وجود سابقه چند هزار ساله دچار ولنگاری شده است و تفاوت محسوسی با فرهنگ و آداب و رسوم ایران دارد. الگو برداری راحت و عاری از خلاقیت از معماری غربی باعث این آشفتگی شده است. سر و سامان دادن به این نوع معماری كه در آن حتی شاهد نمادهای ماسونی نیز هستیم می تواند در بستر این ابتكار حوزه هنری صورت گیرد.
در بخش فیلم نیز هر چند كه در اولین دوره جشنواره گستردگی چندانی ندارد، اما می توان امیدوار بود با توجه به سابقه درخشان این مجموعه در تولیدات فاخر سینمایی كه امكان ساخت فیلم با رویكرد ملی و دینی را به تبع این جشنواره شاهد باشیم.
حوزه هنری پس ار انقلاب مهمترین و قوی ترین پایگاه نویسندگان متهعد بوده است. ادبیات داستانی و شعر انقلاب از اهم فعالیت های پشتیبانی ، آموزشی و انتشاراتی حوزه است و با توجه به سابقه و تجریه این مجموعه در جریان ساری ادبی انقلاب می توان به گسترش آن در فضای جشنواره امیدوار بود.