بر هیچ كس پوشیده نیست كه رسالت اول حوزه ادبیات در هرشاخه ای بیش از هر مورد دیگرعنصر لذت بخشی است به این معنا كه خواننده جدا از این كه ذهنیت شاعر یا نویسنده در كدام حال و هوا سیر می كند به دنبال لحظه های نابی ست كه برایش آفریده شده است.
یكی از مشكلاتی كه گریبان شعر ما را گرفته بی توجهی به سلیقه مخاطب است یعنی این كه بعضی ازشاعران امروز به جای آن كه زبان گویای جامعه خود باشند در لاكی ازذهنیات كاملا شخصی فرو رفته اند و ناكامی خود را هم بر گردن كتاب نخوانی جامعه می اندازند در حالی كه مسئول بخشی از دور شدن مردم از كتاب خود آن ها هستند.
یكی از قالب های شعری كه همیشه طرفداران خاص خود را داردقالب غزل است،به ویژه آن كه حال و هوایی امروزی را یدك بكشد.قالب غزل مدرن كه پیشكسوتانی صاحب نام آن را پایه گذاری كرده اند تا كنون توانسته بخشی از خلاء شعری را پر كند اما به جز چند چهره سرشناس در این شاخه از شعر،دیگر شاعران نتوانسته اند پاسخگوی نیاز خواننده خود باشند.
یكی از مجموعه های غزل كه به تازگی روانه بازار كتاب شده،مجموعه ای به نام«برهوت» از سروده های حامد یعقوبی ست. مجموعه ای كه در همان دید اول فراز و فرودهایش مشخص می شود و حد اقل تكلیف مخاطب را با خود روشن می كند.
شاعر حرفی برای گفتن دارد
حامد یعقوبی شاعری ست كه در این مجموعه به خوبی توانسته ازعهده بخشی ازكارجذب مخاطب برآید چون حال و هوای كارهایش تا حدودی قابل قبول و منسجم است و جدای شتابزدگی در چاپ زود هنگام كارها حرفی برای گفتن دارد.
اهالی ادبیات به خوبی می دانند كه انتظار خلق شاهكار ازشاعری كه اولین یا دومین كتابش را ارائه می دهد انتظاری بی جا و غیر حرفه ای است اما این مساله حق مسلم هر علاقه مند به شعر است كه شاعر برگزیده اش را با خواندن هر شعر كوتاه یا بلند بیشتر به رسمیت بشناسد وجهان ذهنی او را بیشتر از آن خود بداند.
حامد یعقوبی درمجموعه برهوت شاعری جستجو گر است كه هم به دنبال فرم های بدیع می گردد و هم دوست دارد مناسبات امروزین جامعه خود را در شعر بنمایاند اما پرداختن به این موضوع كه توانسته از پس ادعایش بر آید یا نه مساله دیگری است.
همان گونه كه گفته شد مخاطب شعر از یك شاعر هیچ چیز نمی خواهد به جز شعر،شعری كه لحظه ای او را تسخیر كند و او بتواند برای چند ساعت هم كه شده كلمات به كار رفته در آن را با خود زمزمه كند و ذات خود را در ان ها بیابد. باید به این نكته توجه كرد كه هر فرم وشكلی كه در ادبیات آفریده شده هدف جذب هرچه بیشتر را دنبال می كند و اگر ایجاد فرمی خاص در شعر یا داستان باعث دور شدن مخاطب بشود مشكل را باید از سوی صادر كننده جستجو كرد و نه دریافت كننده.
جاذبه ها و دافعه های برهوت
در مجموعه برهوت حامد یعقوبی در مقام شاعری ظاهر شده كه هم جذب دارد و هم دفع. به طور كلی می توان گفت شاعری كه می تواند كاری زیبا در حد شعرشماره هفده كتاب بگوید بدون شك شاعر است،این شعرهمه عناصرتشكیل دهنده در رسوخ به ذهنیت خواننده را دارد و با ریتمی آهنگین در همان مصرع اول نشان می دهد كه شاعر در حالتی كاملا جوششی موفق به خلق آن شده اما این وضعیت متاسفانه بر تمامی شعر ها حكمفرما نیست.
حامد یعقوبی در این مجموعه ظاهرا قصد داشته همه كارهای بر آمده از آزمون و خطاهایش را یكجا منتشر كند و همین امر باعث شده خواننده در مسیر خوانش شعرها راه ناهمواری را در پیش روی خود تصور كند كه خود راهنما هم در شناخت اجزای آن موفق نیست.
دلبستگی شاعر به تركیب «جنون منتشر»كه در یكی دو كار تكرار شده و تعبیری یكسان را القا می كند نشان می دهد كه شاعر كشف ها و لذت شخصی خود از سرودن را جایگزین حدود فهم و ادراك دریافت كننده نكرده و كوشش او درساختاربعضی از كارها به گونه ای معماری عجولانه شبیه شده كه صرفا كاربردی تزئینی برای خود سازنده دارد.
نعی نگاه تازه در فهم شعر
دربعضی كارهای موفق یعقوبی شاهد نوعی نگاه تازه در فهم شعر و ادراك جهان پیرامون شاعر هستیم كه بی گمان این گونه نو آوری به نام خود او ثبت خواهد شد،كارهایی كه تجربه كردن آن ها خیزش به جلو محسوب می شوند و به قول معروف«آن» ی در خود دارند.:«غروب ها ،طلوع ها،طلوع ها،غر.ب ها/و آسمان خفته و هوای رفت و روب ها/درخت ها جنازه های ساكت ملول شهر/مگر كسی خبر بیاورد زداركوب ها/ كجایی ای جنون منتشر!كه می بری مرا/كه می بری مرا از این ركود چارچوب ها/بیا مرا رها مكن در این حصار بی كسی/در این هجوم وحشی جنازه ها و جوب ها /كسی در این دیار سایه ای برای تو نداشت/دری دگر بكوب،هی!دری دگر بكوب،ها!/ببین كه سرنوشت آفتاب سر بریده چیست/غروب ها،غروب ها،غروب ها،غروب ها....»
نكته دیگری كه باید در مورد شعرهای یعقوبی به آن اشاره شود تجدید نظر در ایجاد مصرع های بلند است كه در این جا كاری به ساختارو تعریف كلاسیك ان ها نداریم بلكه منظورخوش نشستن یا ننشستن این تجربه ها در شعرامروز است.
سرودن مصرع هایی بلند كه در یك بند واحد قصد ارائه تصویری ازیك بیت را دارند شاید در اشعار شاعران دیگررنگ و بویی یافته باشد اما بدون تعارف باید گفت در شعرهای مجموعه حاضرچنگی به دل نمی زنند چون هم ریتم خود را از داده اند و هم در بیشتر موارد به حوزه نثرنزدیك شده اند،حتی اگر شاعر موفق به رعایت وزن مورد نظرشده باشد:«....تنهایی ام را چون صلیب ناصری بر دوش خواهم برد و می دانم كه در این شهر/جایی برای سایه دیوانگان پیدا نخواهد شد چه بارانی است/این كاسه خون،این دل آواره تر صدبار از مجنون كه می گرید به حال خویش/در قاب چرك و خالی و افسده این شهر مرده جا نخواهد شد،چه بارانی است/خون در رگ تقدید یخ بسته كه می دانند كه پشت این شب محتوم مردی هست/ خون در رگ تقدید یخ بسته كه آیا صبح خواهد یا نخواهد شد،چه بارانی است....»
مجموعه شعر برهوت سال 1390 در شمارگان 2500 نسخه و قیمت 2500 تومان توسط انتشارات سوره مهر عرضه شده است.