پایگاه خبری حوزه هنری- سجاد دبیریان: اکبر ناظمی عکاس پیشکسوت، در سال های انقلاب در کشور آلمان مشغول تحصیل در رشته عکاسی بوده و با شنیدن اخبار تحولات انقلاب به ایران عزیمت کرده و به ثبت ناب ترین عکس ها از مبارزات خیابانی مردم تهران در روزهای پیروزی شکوهمند انقلاب پرداخته است. با او درباره عکس هایش از انقلاب که در نگارخانه ابوالفضل عالی حوزه هنری به نمایش درآمده، مصاحبه ای ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید:
- جناب آقای ناظمی در خصوص عکس هایی که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته اید توضیح دهید؟
: من در روزهای انقلاب در کشور آلمان مشغول گذراندن روزهای پایانی تحصیلاتم بودم و به اصطلاح خودمان ژوژمانی از عکس هایم برای داوری در محل دانشکده ترتیب داده شده بود که با رای استادانم،مدرک تحصیلی ام را اخذ کنم. همان موقع از طریق تلویزیون دولتی آلمان و برخی جراید در جریان تحولات ایران قرار گرفتم. باور کردنی نبود، اتفاق عجیبی در شرف وقوع بود که نباید معطل می کردم چون با رعبی که همیشه از ماموران گارد و سازمان مخوف ساواک سراغ داشتم، تصور کوچکترین حرکت مخالفی را هم از مردم ایران نداشتم چه برسد به مبارزات خیابانی و تحرکات براندازانه. در نتیجه بدون کوچکترین درنگی با وسایل ابتدایی عکاسی و فیلمبرداری که در اختیار داشتم برای ثبت این حوادث به تهران مراجعت کردم.
- فناوری دوربین در آن سال ها قابل قیاس با امروز نیست. با آمدن فناوری دیجیتال و دوربین های خودکار عکاسی امروز بسیار ساده تر از گذشته است. ولی با وجود بحرانی بودن شرایط و التهابات خیابانی آن روزها، کیفیت عکس هایی که شما با دوربین دستی و اصطلاحا آنالوگ به ثبت رساندید، مثال زدنی است. در این خصوص توضیح می دهید؟
: به مطلب خوبی اشاره کردید، این کاملا درست است. در ثبت این عکس ها گاهی اتفاق می افتاد که من مرگ را در دو قدمی خودم می دیدم چون ناگزیر از تعویض کاست و حلقه های فیلم دوربینم بودم. مثلا من با استفاده از یک دستگاه دوربین فیلمبرداری هندلی نزدیک به 25 ساعت فیلم از درگیری های خیابانی آن روزها دارم و این در حالی است که زمان ضبط فیلم توسط یک کاست آن دوربین چیزی حدود 90 ثانیه بود و تعویض کاست و گذاشتن کاست خام دو دقیقه ای به طول می انجامید. پس پر واضح است که زنده ماندن من در آن شرایط بغرنج به چیزی شبیه معجزه می ماند. بارها شد که من صدای صفیر گلوله را از کنار گوشهایم می شنیدم. ماموران با کسی شوخی نداشتند. من هم مثل همه آن هایی که برای مبارزه به خیابان آمده بودند، مورد هدف مستقیم ماموران گارد قرار می گرفتم.
- پس چه چیزی در شما باعث شد که این خطر را به جان بخرید و از آن صحنه ها عکس و فیلم بگیرید؟
: مسلما ایمان و اعتقاد. همه افرادی که جانشان را در کف دستشان گرفته بودند و برای مبارزه به خیابان آمدند، ابتدا ایمان و توکل به خدا داشتند و بعد اعتقاد به تحول. جالب است که نکته نقضی را برایتان تعریف کنم. این قضیه برای من دو پهلو بود، یعنی من هم مغضوب ماموران گارد بودم و هم مغضوب مردم. ماموران گارد کار من را برنمی تافتند و من باید از آنها به مردم پناه می بردم. از آن طرف هم توده مردم احساس می کردند که من از سوی رژیم، مامور به ثبت عکس و فیلم هستم تا بعدا از روی آنها شناسایی شوند. رفع این سوء تفاهم از من خیلی انرژی می گرفت ولی بعد از اینکه به حسن نیت من پی می بردند، نهایت همکاری را با من داشتند. جالب است بدانید من اکثر حلقه ها و کاست فیلم هایم که سالم ماندند و به دستم رسیدند را مدیون خانم های چادری شرکت کننده در تظاهرات بودم. آنها به دور از چشم ماموران حلقه ها و کاست های فیلم هایم را زیر چادر پنهان می کردند و بعد از فروکش کردن درگیری های خیابانی صحیح و سالم به من تحویل می دادند.
- مطمئنا مجموعه عکس های شما بسیار نفیس و خاطرانگیز است و به همین خاطر می توان به جرات آن را فرهنگ مصور انقلاب نامید، آیا در نگهداری از این میراث مصور مورد حمایت سازمان و نهاد خاصی قرار گرفته اید؟
: متاسفانه تاکنون با وجود پیگیری های مستمر، هیچ گونه حمایتی از من به عمل نیامده و من در این سالها به هزینه شخصی در نگهداری از این عکس ها کوشا بوده ام. جای تعجب است که خود ما آرشیوی به غنای این عکس ها از روزهای پرشور انقلاب داریم و آن وقت برای مناسبت هایی مثل دهه فجر متوسل به خبرگزاری های خارجی و معمولا اروپایی می شویم. امروز تنها وسیله دسترسی مخاطبان به عکس ها و فیلم های من از آن دوران سایت اینترنتی است که خودم آنرا راه اندازی کرده ام و چون خطر از بین رفتن عکس ها تهدید می کرد، از مجموعه آنها با کمک دوستانم اسکن گرفته و روی سایت گذاشتم که علاقه مندان می توانند برای مشاهده عکس ها به نشانی www.iranrevolution.com مراجعه کنند.
- به عنوان آخرین سوال می خواستم بفرمایید قبل از این نمایشگاه، در جای دیگری هم عکس ها به نمایش گذاشته شده اند؟ واکنش ها چگونه بوده است؟
: بله، با توجه به اقامت بیست ساله ای که من در کانادا دارم، این عکس ها بارها و بارها در ایالت های این کشور و حتی امریکا به نمایش گذاشته شده و باید بگویم که واکنش ها فوق العاده بوده و بازدید کنندگان با حیرت به این عکس ها نگاه می کردند و برایشان مدنیت و شعور توده مردم ایران در سی سال پیش از این که منجر به انقلاب و خارج شدن از زیر یوغ استبداد و بیدادگری بود، جالب توجه بود.
گفتنی است، نمایشگاه عکس های انقلابی «اکبر ناظمی» به همت خانه عکاسان ایران در نگارخانه ابوالفضل عالی واقع در طبقه همکف ساختمان مرکزی حوزه هنری تا 21 بهمن آماده بازدید علاقه مندان است.